تئوری ,اقتصادی ,سرمایه ,آرون ,ریمون ,روند ,ریمون آرون ,تئوری مارکس، ,سرمایه داری ,نظام سرمایه ,اقتصاد مارکسیستی

خلاصه نقد ریمون آرون به اقتصاد مارکسیستی

محمدامین مروتی

ریمون آرون(متوفی به 1984) ازناقدان بزرگ تئوری های اقتصادی مارکس بود. او مارکسیسم را "افیون روشنفکران" می خواند. چرا که مانع آزاد اندیشی آنان می شد. روشنفکران مارکسیست بیشتر از آن که به حقیقت ملتزم باشند، روح آشفته و سرگردان خود را ارضا می کنند. آرون در مقاله "منجی گروی های مارکس و نامرادی های آن" که در مهرنامه 43 توسط عزت الله فولادوند ترجمه شده، نحوه به بن بست رسیدن تئوری های اقتصادی مارکس و جایگزین شدن ارده سیاسی برای جبران این ناکامی ها را به رشته ی تحریر کشیده است.

مارکس مدعی بود در "کاپیتال"، تضادهای ذاتی و درمان ناپذیر نظام سرمایه داری را نشان داده که دیر یا زود باعث فروپاشی آن می شود. او می گفت میزان رزش هر کالا معادل میزان کاری است که در آن به کار رفته ولی سرمایه دار برای ایجاد ارزش اضافه تنها به کارگر مزد می دهد و دستمزد میزان پولی است که برای تجدید و بازتولیدِ قوای کارگر و امکان ادامه ی استثمارش به او داده می شود. تفاضل ارزش کالا و دستمزد همان ارزش اضافی است که به جیب کارفرما می رود. این روند چپاول و استثمار تضادهای طبقاتی را به حدت و شدتی می رساند که واژگونی نظام سرمایه داری را ضروری می سازد. از طرف دیگر نرخ سود به دلیل استهلاک سرمایه ثابت، روند نزولی می گیرد و سرمایه دار برای حفظ نرخ سود ناچار به استعمار و دست اندازی به سرزمین های دیگر می شود.

انگلس با ساده سازی بیشتر تئوری مارکس، ارتباط بین اقتصاد و تحلات تاریخی را در قالب تئوری "ماتریالیسم تاریخی" مورد تاکید قرار داد.

بر خلاف پیش بینی های مارکس و انگلس، وضع اقتصادی طبقه ی کار گر در پایان قرن 19 روند بهبود پیدا کرد و در مقابل تئوریهای انگلس و کائوتسکی، تئوری های اصلاح طلبانه و پارلمانتاریستی مجال ظهور یافتند و ادوارد برنشتاین- متحد دیروز- متهم به تجدیدنظر طلبی شد. تجدید نظر طلبان با تکیه به وجهه اقتصادی تئوری مارکس بر نقش اتحادیه های کارگری در تحول به سوسیالیسم پای می فشردند که با نقد انگلس و کائوتسکی و بعدها لنین مواجه شدند. کائوتسکی بر نقش روشنفکران در راهبری اتحادیه های کارگری تاکید داشت و معتقد بود کارگران بدون چنین رهبری ای، از خواسته های اقتصادی فراتر نمی روند. در واقع در تئوری مارکس، مارکسیسک ایدئولوژی خود انگیخته طبقه کارگر بود و نیازی به روشنفکر نداشت. اما لنین در "چه باید کرد"، بر این باور بود که آگاهی طبقاتی فقط از خارج می تواند به طبقه برسد. روشنفکران متشکل در احزاب کمونیست، جای طبقه را گرفتند و فعالیت سیاسی مقدم بر انگیزش های طبقاتی و اقتصادی گشت. ریمون آرون در پایان می نویسد:"شبح ارتش سرخ جای شبح کمونیسم را گرفته بود."

 

منبع اصلی مطلب : من فکر می کنم
برچسب ها : تئوری ,اقتصادی ,سرمایه ,آرون ,ریمون ,روند ,ریمون آرون ,تئوری مارکس، ,سرمایه داری ,نظام سرمایه ,اقتصاد مارکسیستی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : خلاصه نقد ریمون آرون به اقتصاد مارکسیستی